عکسها مربوط به رزم شبانه ارتش در ميشداغ هست و انفجارات واقعي که البته همراه با ترس و لرز بعضي ها همراه ميشد گاهي...آدمهايي که تو اين موقعيت ها با صداهاي وحشتناک گرماي سوزاننده و انفجار مهيب اگر روبرو نشده باشه شايد هيچوقت نفهمه توي جبهه هاي جنوب چي گذشت. اگرچه با اين صحنه ها روبرو شده بودم اما يک جا خطر از بيخ گوشم گذشت و نزديک بود خودم و دوربينم تو انفجار فوگاز بسوزيم البته نگران دوربين بيشتر... چيدن عکسا تقريبا از اخر به اول هست. و طبق معمول هميشه براي ديدن تصاوير بزرگتر روي تصاوير کوچک کليک کنيد!!!
محمد دهقاني[61] عکاسباشي قصه ما دنيا، اتفاقات ومردمانش را جور ديگري مي بيند،با وسيله اي ديگر.
گاهي با لنز "وايد" دنيا را با همه عظمتش در يک صحنه مي گنجاند گاهي با لنز "تله" زوم مي کند ودر اين دنياي شلوغ وپر قيل وقال يک حياط خلوت کوچک براي خودش مي سازد و لذت مي برد.
عکاسباشي بودن حکمش اين است که سکوت کني و نوشتن را به کناري وا بگذاري و با تصوير حرف بزني. با عکس بنويسي، با عکس صحبت کني و يک عکس نوشت بسازي.